تبليغاتX
گردونه

گردونه
((گردونه گردش تطوری اندیشه های من است)) 
قالب وبلاگ
 

 این روزها که پر بوده ام از همیشگی ها جایی برای سخنوری گردونه ام نداشته ام

   اما بی تدبیر نیست

  اگر حاشیه ها نبودند این قلم و این صفحه سفید به چالش کشیده نمیشدند.

  اما این روزها مسائل و مباحث زیاد بود که چگونه حل کردن آن را به فرمولاسیون هستی

  سپردیم زیرا که دخالت در امور هستی کار من و ما نیست.

 اما همین هستی اسرارش را برایمان فاش میکند و  در این میان فصل فصل حقایق ها را جلوی

چشممان می آورد تا درس تازه ای از هجوم حجم های بشریت به ما ارزانی بدارد

   و  آنگاه تو میمانی و

 پذیرش آنچه تمام فلسفه ی زندگیت است .

 

 

  پیام امروز پرستو:

                         گاه باید باشی تا برای نبودنت تصمیم نگیرند .

                        

 

    اما در پایان پست یادمون نره تنها با خندیدن و سفر کردن و با جمع بودن است که زندگی

    رو  با تمامی چالش ها و دگرگونیهایش می پذیریم و بد نیست یاد بگیریم

         در شرایط سخت به هیچ وجه

    نا امید نشیم.

         باور کردن خداوند تمامی راهها را برایمان هموار خواهد کرد و من ایمان دارم.

 

 

  منتظر پستهای چالش انگیزم باشید

                                 ((  سپاس 

                                       و تا طلوعی دیگر بر فراز البرز

                                                                              بدرود  ))

 

 

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 14:24 ] [ پرستو ]
 

حرفهای عامیانه:

 فصل به فصل ورق می خوریم مثل یک کتاب قدیمی خاک میخوریم و سرآغاز هرفصل خاکگیری میکنیم

 تا به قول نیچه بگوییم خاک میخوریم و خاک زدایی میکنیم(( پس هستیم)).

 چند سال پیش زمانیکه من ۳ساله بودم عزیزی که برام مقدس بود از دست دادم تا سالها

 پیدایش نکردم و جز چند عکس و یک چمدان حرف از او برای من. ۳ساله بودم ندانستم که چرا زود رفت

 اما برایم سخنها گفتند تا دریابم این مرگ طبیعی او نبود بلکه عاملانی در پشت پرده وجود داشتند

  و هنوز هم هستند که در پی تکرار این عدو و خسارات به جان و زندگی دیگران یورش می برند.

انها که جایی در طبیعت زیبای خداوند ندارند.

   زیرا که انسانهای آزادی خواه فریاد آزادگی سردادند و به بهای آزادگی در خاک آرمیدند

 و شاید در خاک خفتنشان بهتر از زیر ذره بین ماندن و نداشتن هیچ امتیاز دولتی برای انان باشد.

 و اما !!!!!

  و اما من گاه پر از خشم و گاه پر از سکوت و گاه پر از دعا برای آخ ها و آه های این بزرگ مرد .

 و گاه میگذرم چون میخواهم رهرو انسانیت و خلوص این مرد باشم

                    (( او پدربزرگم (علی) است عاشقانه مردانگی اش را می ستایم .))     

((دوست داشتم گردونه از لطف او خالی نباشه)) 

 """""""""""""""""""""""""

علمی از دریچه روانشناسی من

       به عنوان یک روانشناس نه مقتدر اما کوچک برای نلغزیدن از این حوادث ها  خیلی تلاش کرده ام که خود انسانی ام باشم  راههایی را طی کرده ام با این فرمول که در زیر برایتان می آورم گاه دست پیدا کرده ام و گاه جذب خوبی نداشته ام زیرا که طبق فرمولم پیش نرفتم و انرژی منفی را جذب کرده ام ممکنه ناخواسته بوده اما هیچ وقت دست از تلاش برنمیدارم میدانم خداوند در طبیعتش برایم همه چیز به ارمغان آورده تا من دوباره تلاش کنم از همه چیزهایی که برایم روزی نامیدی و یا شکست بوده اند زندگی سودمندی بسازم تا انسانهای دیگر از مسئولیت و این راه و نجات زندگی پر حادثه خود رهایی یابند زیرا که به قول شریعتی: ما انسانها مسئولیم در برابر خود زمان خود جامعه خود. و روانشناس بزرگی رسا و اندیشمندی مثبت به ما آموخت که ما مسئول بزرگ تربیت فرزندانمانیم زیرا همین فرزندان فردا رئیس جمهور ما میشوند مدیر و معلم دکتر و ...   ما وظیفه ی سنگینی بر عهده داریم.

 و مردها و زنان در برابر هم مسئولند زیرا که با پذیرش ازدواج یعنی قبول شوهرداری و همسرداری و قبول مسئولیت هردو یعنی وظیفه ی سنگینی به انها  محول شده  و این چیز  چیزی بالاتر است از اندیشیدن به خوشبختیست. و زنان باید خود را بشناسند حقایق خود را و مردان نیز تا بدین صورت چرخه ی طبیعت شکل نظم به خود گیرد.

  فرمول زیر شاید تکرار باشه اما مداوم در زندگی خود قرار دهید.و طبق آن عمل کنید.

    

                                                                   فکر

+

تمایلات درونی و خواهشها

+

تمرکز

+

دست به دست هم دادن کائنات

=

تحقق خواسته هایتان

 

 در این فرمول فکر منبع رشد شماست. اگر فکر در جریان اندیشیدن  خوب و مثبت قرار گیرد به تمایلاتتان این اجازه را میدهد که تصور آن را به عنوان واقعیت در حیطه ی شکل گیری قرار دهد. حال به تمایلاتتان و انچه در درون شماست تا محقق گردد تمرکز کنید .از حواسهایتان کمک بخواهید. اجازه ندهید راههای رفته شکست خورده ی را به یاد آورید و یا تجربه ی نشده ی دیگران را. مسیر و مقصد برای شماست به انجا فکر کنید که راهی نمانده تا مقصد پس تلاشم را خواهم کرد. فقط و فقط مثبت بنگرید مدتی به خود بگویید که میخواهم مثبت نگر باشم از آدمها و مکانهای استرس زا و منفی دور بشوید. و  بی شک کائنات همگی دست به دست هم میدهند تا شما را به تحقق خواسته هایتان برسانند. فقط به نبایدها نیندیشید .ساده و راحت باشید . نفس عمیق در روز به سلولهای شما کمک شایانی خواهد کرد تا زنده و جوان بمانید.

 باید در نظر داشته بشید این روش ساده نیست زیرا که برای موفقیت و زندگی ایده آل خودتان باید مرد سختی ها بود و با اراده و انگیزه همه چیز برای شما ساده به نظر می آیند. 

 

       پی نوشت: فکر میکنم زیاد شلوغش کردم اما مدتی آپ نکردم  باید خودمو خالی میکردم

 

                                       به امیدی بهروزی و سرافرازی

                                                     بدرود

     

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 17:15 ] [ پرستو ]
 

     و باز عید . سال نو و شروعی دیگر !

   تکاندنیها  زدودگیها  از لابه لای خردترین شی ء ها  این روزها حرفهایی برای گفتن دارد!

   خرید . پوشش نو . رفت و آمد و دیدار به آنجا که زمانی معنای خاصی  داشت  اما امروز

   دیواری  از غرور.دشمنی.یکدل و یکرنگ نبودن.فخر.حسادت.خیانت.دوز و دغل بازی

     ساختیم و به اندازه ی سال ها  این حصار را ساخته ایم و تا نیامدن عید نشکستیم!

 عید همانقدر که به ظاهر قشنگ است از اعماق حرفهایی برای گفتن دارد و میخواهد من و تو

  آنی باشیم که تا دیروز نبودیم.

   چرا باید لباس نو داشته باشیم اما قلبمان همچنان چرکین و شکسته نمیخواهد سر به تن

دیگری باشد.

  وقتی گرد و غبار از اجسام زندگیمان میزداییم از گرد و خاک نشسته در درون سلولهای خونی منتهی

 به مغز قلب و تمامی  سلولهای زنده در اندام بدنمان را چگونه بزداییم؟!

  وقتی دستهایمان  را میفشاریم چقدر باهم روراستیم و صادقانه همدیگر را دوست داریم؟!

  و هزاران چیز که همه میدانیم و میخواهیم و نمیتوانیم یا نمیدانم .......

  زندگی درسهای زیادی به ما میدهد و هر روز یک درس.

   درسهایمان را باید یاد بگیریم و تا نیاموختنش دست برنداریم.

*  درسهای اینروزهایم : فهمیدم در نهایت آدمی تنهاست و هر چه هست

    در نهایت به رابطه ی او و خدایش

   منتهی میشود چه بسا که این رابطه را قویتر کنیم و خالصترین برای دنیای اطراف باشیم

  باشد که دنیای سالمی داشته باشیم . *

 

                              *     بیایید  اینبار عیدی بسازیم *

 

     

 

 

 

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 17:51 ] [ پرستو ]
 

   تاریخ برایمان بارها تکرار شده است و ما جزئی از تاریخ این دوره از نسلمان هستیم.

  هر تاریخ با همه ی همهمه ی خود قهقهه های دیروزی را از یاد برده و اسیر جوشش اندیشه ای

میشود که بی هیچ شبهه ای به برهه ای از بحران میرسد .

تاریخ تمدن  زیر سوال میرود

 وقتی حواسمان نیست که  تاریخمان را به یغما برده اند و شرح حالمان را آزرم کرده اند.

 شاید همه ی  اینها منوط به این باشد درس تاریخ را از بر نیستیم و آنچه  در تاریخ تفکر  ماست و  به

ما تعلیم داده شد را جامه ی عمل نمیپوشانیدیم.

 

 

چه کس میداند بر سر مدعیون تاریخ ما چه آمد و چه خواهد آمد؟!!!

 

                            ((  به احترام و یاد استاد سروش استاد تاریخ تفکر ))

 

 

 

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 21:23 ] [ پرستو ]
 

 های اوری وان

   بعد از مدتها تلاش و تکاپو امروز فقط به نتیجه فکر میکنم

  با اینکه زندگی پر از تپه چاله و حاشیه های رنگارنگه در این بین به دنبال یک چیز قوی میگردم.

  ممکنه آدمها پر از تناقضات فکری باشند و با استنتاج بی بهره و سوء تفاهم ها اختلال پذیر باشند.

  ممکنه مردم حق شهروندی را  در شعور فرهنگی پیاده نکنند  و در سطح شهر گرفته تا فیس بوک

    با بی تفاوتی و دو رونگی و بی مسئولیتی به شهروند بی خاصیت تبدیل بشن .

    و شاید یک چیز رو گم کرده در این بین رو پیدا کنیم:

                                                      Faith

     واژه ایمان برای مدتها برایم سوال بود که چیه و تو زندگی ممکنه چکار کنه

   با بزرگتر شدنم  گنجایش حافظه ام نیز افزایش داشته و حافظه ی معناییم این اجازه رو به من داد

   تا  بفهمم نیروی ایمان (Faith) زندگیم  رو پر از تحول میکنه و  با باور و ایمان میتونم راحت تر

    مسیر زندگیم رو جهت و سو بدم.

     به باور این که خدا مرا میخواند گام به گام تکیه به او ادامه میدهم

 

  

                                  به امید پیروزی و خوش اقبالی

                                               پرستوی محبوب 

     

 

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 22:0 ] [ پرستو ]
 

 همیشه برام جالبه آدمها بیشتر (( خانومها چطوری فکر میکنند وقتی بی هدف وارد یه رابطه میشن؟!

 و خودشونو تو اون رابطه ی بی هدف گم میکنند! و چطور زنانگی و هویت واقعیشونو یادشون میره؟!

 مثلا الان زیاد میبینیم و میشنویم که دخترا واسه اینکه شوهر کنند وارد هر نوع رابطه ای میشن تا ازدواج

کنند حال اینکه می ما نند یا به هم میزنند.

 اما سخن من نه بحث ازدواج است  و  نه مردستیزی و زن ستیزیست و نه موضع من فمینیستی.

 کلام من این است یک دختر  یک زن چطور  و چقدر خودش را شناخته و

چطور با آن شناخت خود  رفتار کرده و

 اجازه داده جنس مخالفش با او رفتار کند؟

  در کلام مقدس زن اینگونه تفسیر میشود:((گوهری ناب و بی بدیل و قابل ستایش)).

 وقتی یک زن با تمامی جلف بودن خود را برای مردان میبازد و چون کالای مصرفی هر روز به

 نمایش گذاشته میشود و مردان با لذت و گاه وحشیانه با او رفتار میکنند دیگر مقدس نیست.

 زیرا زن گوهر و جواهری در خود

 دارد که هنوز نمیداند. و وظیفه ی تمامیه انسانها جز احترام و مقدس شمردن او چیز دیگری نیست

و مرد حتی حق این را ندارد که کوچکترین اخم و یا تندی به این انسان مقدس بکند

  حال باید خوب دانست (( این احترام و تقدس توسط یک زن صورت میگیرد که چطور با او رفتار شود.))

 البته ناگفته نماند القای اعتقادات و ادیانها و تربیت نسلی بی تاثیر نخواهند بود.

  وقتی میشنوم امروزه دخترها و حتی زنهای متاهل زیر خروارها کمبودها و بی عاطفگی ها 

به جنس مخالف پناه برده اند

 که شاید ذره ای محبت از او طلب کنند برایشان خرج میکنند تا محبتی بخرند این برای من درد است.

   بنده ی خدا برای این گریه میکرد و سرشار از کمبودها بود و دست به کارهایی زده بود که  به بیراهه

کشانیده شد و خواست با تماسهای تلفنی و پیک های اس ام اسی عشقی بخرد تا او را وادار به

 دوست داشتن خود بکند و  به نوعی شوهر کند و برایش خرج کرد و کرد ...

و همینطور دخترهایی که به جای اینکه

 مردی را با شناخت گوهر خود به سمت خود جذب کنند زیر پایشان ثروتها و دارییشان

 را میریزند و یا همه

 چیزشان را به نامشان میکنند و در واقع پول زحمت کشیده ی پدر و مادر خود را صرف مرد غریبه ای

میکنند که حتی با آنها نمیمانند و یا نمیخواهندشان و یا همه ی چیزهایی که میدانید و میبینید و

گاه به آنها  پوزخند میزنید و  مردهایی نیز  خوشحال که نهایت استفاده را میبرند

 من متاسف و خجل از اینهمه حماقت همجنسانم.

 بحث بحث بحث من باب این مسائل بسیار مفصل است اما همیشه راغبم سخن کوتاهم را به نمایش

 بگذارم.

 (( همجنس من..خواهرم...دوست من... میدانی؟نمیدانی؟میدانم!

زنها در طول اعصار ظلمها دیدند ناحق و ناروا از مردانشان

شنیدند و اگر امروز زنها طغیان کرده اند از جهل مردانی بوده که یا شوهر او بودند یا پدر و یا برادرش.

 فقط میخواهم بدانید مرد با زن به کفایت میرسد با شناخت زیبایی درون خود بگذارید

 این کفایت با بینش

 مرد همراه شود ..بگذاریم مردها ما را نه برای لذتهای آنی برای گوهر وجودیمان مارا بخواهند.

البته مرد هم ناآگاه است و همه ی اینها القای نادانی  بیش از حد ادیانهای

کاذب علی الخصوص

 نادانی و جهالت مردمانیست که از جاهلیت به ما رسیده است .

  مگر فاطمه فاطمه نبود؟

 مگر علی (ع)

 و محمد(ص) نبودند که  در آن عصر گمراهی زن را مقدس دانستند و با رفتارشان چنان کردند که

یک زن را به اوج مقام

       و منزلت رسانیدند ؟؟

                       ((    ما دختران و زنان یادمان رفته است که هستیم   ))

 

 

 

به قلم پرستوی محبوب

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 19:59 ] [ پرستو ]
 

 بی شک با مواد افیونی ،مواد مخدر ، مواد توهم زا آشنا هستید.

و ممکن است در خانواده ،فامیل،دوست،آشنا، با افرادی که گرایش عمیقی به این دسته از مواد

 دارند داشته باشید که بر حسب هنجار و تعریف جامعه به آنها عنوان (معتاد) داده شده است.

ممکن است خیلی از خانواده ها در رنج باشند و اینکه میبینند عزیزشان ذره ذره در حال

 از بین رفتن است خود نیزخورد شوند.

اما امروزه  مراکزی برای ترک این گروه از افراد وجود دارد و همینطور قرص،کپسول و ..

 و جای امیدواری برای آنها وجود دارد مهم این است اراده ی آهنین داشته باشند.

پای صحبت افرادی نشستم ، آن چیز که بیشتر مرا می آزرد

تلقین کاذب و باور غلط این افراد بود که باعث میشد به مصرف بیشتر گرایش پیدا کنند.

دوستی میگفت بابابزرگم اگه الان  90 سالشه به پشتوانه ی همین تریاکه

(شیره ی خشک خشخاش).

و فردی دیگر میگفت اگر همین تریاک  را ترک کند میمیرد.

(باور نادرست) و(تلقین کاذب) اساس و ریشه ی همه ی

نابه سامانیهاست.

 تریاک : از مرفین وهرویین تشکیل شده است اضطراب و نگرانی میکاهد اما قدرت فکر کردن

 رو از او میگیرد و سیستم عصبی او را مختل میکند. البته امروزه در کدئین مقداری تریاک

وجود دارد که  پزشکان برای درد تجویز میکنند (چیزی که من بهش حساسیت دارم)

متوسط عمر افرادی که هرویین مصرف میکنند 40سالگی است.

اما در اوج مصرف تریاک هرچه بیشتر و بیشتر استنشاق شود

خون با سرعت بسیار زیادی به مغز میرسه و ممکن است به مرگ فرد منجر شود

 اما چطور این ماده میتونه طول عمر رو افزایش بده در صورتیکه اختلال عصبی ایجاد میکند

 و ممکن است فرد حتی پرخاشگر شده و کنترل فکر کردن نداشته باشد.

همینطور مواد مخدری دیگر مثل ماری جوآنا و حشیش(بنگ) که از برگ خشک گیاه شاهدانه ساخته

شده اند با احساس لذت و سرخوشی که  میدهد بی شک کنترل افکار و واقعیت را از فرد میگیرد و

سیستم عصبی او را مختل کند . جالبتر کوکایین است که از برگ خشک کوکا ساخته شده و کوکایین

از موادی بود که در ساخت کوکاکولا ساخته میشد. مصرف بیشتر این مواد از رنج نئشگی آنها میکاهد

 و چیز ناراحت کننده تر این است که  توهم حشرات زیر پوستی است.اینطور توهم میزنند که

حشرات در زیر پوست آنها در حال خزیدن و آنها با چاقو به چنگ بدن خود میروند..(روانشناسی هیلگارد)

اینها به کنار،در دنیایی که کلاه دیگری را از سر بر میدارند

 و جنس قلابی را  با فریب و کلک میفروشند

چطور میشود به خالص بودن این مواد اعتماد کرد؟؟

مسلما فرد معتاد آنقدر معتاد شده که دیگر توجهی ندارد چه چیز مصرف میکند.

جدا از اینکه موارد بسیاری مشاهده شده که تاجران،ثروتمندان،افراد با شخصیت و با نفوذ

 گرفتار اعتیاد شده اند و تمام دارایی اعم از مادی و غیر مادی خود را صرف دود توهم زایشان

 کرده اند ،

معتادان در اجتماع مایه ی تاسف شهروندانند و وقتی معتاد خماری لب جوب خیابان میبینید

 واکنش نشان میدهید و از سر تاسف سری تکان میدهید.

 

(( و من سخنم با خانواده هاییست که نگران از وضع کنونی خود هستند.

این باور و تلقین کاذب را با نشان دادن چند الگوی مشابه از بین ببرید به این معنی فرد معتاد

 اگر بخواهد ترک کند با افردی که مثل او بوده اند و ترک کرده اند و یا در حال ترک هستند ارتباط

برقرار کنید و اطمینان خاطر دهید که مشکلش ازبین میرود.به نظر من اراده و انگیزه را شما

 در او ایجاد کنید.توجه و محبت بسیار کنید.و تنهایشان نگذارید. به مراکز ترک اعتیاد اعتماد کنید. ))

 

[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 21:43 ] [ پرستو ]
 

                                  

  میخواستم یه بحث روانشناسی هات بزارم اما هنوز تو ذهنم باهاشون درگیرم

  دیروز و امروز خیلی احساس خستگی میکنم

    شاید واسه حجم درسام باشه

    فکر میکنم نیاز به یه  تغییر بزرگ تو زندگیم دارم  ....

            به ترجیحاتم فکر میکنم

       انتخاب سخت میشه

         و اندیشیدن دشوارتر

          راه  مقصد مثل همیشه یکیست

            اما

               جاده کمی گمراه است..

          

 

             پرستو: بهتره کمی بخوابم   

          

                     

  

[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 13:41 ] [ پرستو ]
 

  هوا هوای ساختن نو اندیشیست

 تکرار بس است!!!

   تدبیری  می باید ...

      آزاداندیشان بر کورسویی چشم براه

        برده داران پر خروش ...پرسه زنان...آماده ی نبرد...

      باید تداعی کرد...

     قصه نساخت و فرو نریخت!

   باید در  هیاهوی این همه ازدحام

       جستو گری  خویش و میهن خویش باشیم

         تا از این ظلمت...

  از این بیچارگی ..از این خفتگی....

      از این بیهودگی..

             از این همه همه ها

                        چند صباحی رها گردیم...

     (( گرامی باد تمدنم ...ایرانم...کوروش هایم و انسانهای آزاده ایی که در سکوت غرق ابهامند))

 

    پرستو: هدفم هنوز یادم نرفته.. با وجود همه ی اینها:

         یادتون نره سالم باشید.... لبخند بزنید..........شاد باشید........دنس هم داشته باشید...

                                                            

 

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 1:23 ] [ پرستو ]

  سوژه خاصی واسه حرف زدن ندارم فقط دوست داشتم تو دل گردونه چند سطر ی چیزی بنویسم...

 

   این روزها نه تلویزیون نه ماهواره نه موزیک نه دوستی با آدمها  معنی خاصی داره و نه منو راضی نگه میداره

  چون  بعضی از برنامه ها ی تلویزیون و ماهواره که انسانها به اون توجه میکنند و علاقه نشون میدن

      ادمی  را از رشد و توسعه عقب میندازن و به نحوی با افکار و روح و روان ما بازی میکنند

 اگه باهوش باشی میفهمی اینها  ناخوداگاه زندگیت رو چنان تحت تاثیر قرار میده که

میفهمی در جهت خلاف عقربه ساعت حرکت میکنی و اونوقته که به

  همه چیز بی اعتمادی.

دوستی هم اگه نتونه بهت تلنگر بزنه و بهت انرژی و رشد بده  بی اختیار فاصله

  میگیری ...

  این خاصیت آدمیست....

شاید:

    من اینم

         گاهی مفقود...

        گاهی تو سکوت..

       گاهی پر حرارت...

           گاهی رها ... 

        گاهی تنها...

       و گاهی تشنه ی تعامل....


 

    پرستوی محبوب :  باید برنامه های تی وی ستلایت و  حتی فرندزهارو گلچین کرد و بهترین زندگی را

                     به نمایش گذاشت که شاید این زندگی ما الگوی بهترین باشد و جایگزین اینهمه

                     اشتباهات و انرژی های کذایی پر حادثه در زندگی ما باشد.

             ((     ومن  امید دارم بشر باهوشتر از آن باشد که به خود و خانواده خود آسیب برساند  ))



                         شاد شاد شاد باشید حتی در اوج خستگی و تنهایی با

                                              بهترین و اثر بخش ترین موزیکها

                                                      برنامه ها ی تی وی

                                                        و بهترین دوستها


                                

                                            


 

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 17:24 ] [ پرستو ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به سنگینیه شبهای سیه روی قسم
جاده ی روشنایی در همین آبادیست
دیده بانت بگشا..

((کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لياقت آزادی را ندارد))



از تمامیه دوستان گل گردونه به خاطر حضور مداومشان که باعث ثبات چرخش در گردونه ی من شده اند کمال سپاسگذاری را دارم.


پرستو(محبوبه)